شمال میریم هورا
سلام سلام خوجکلم
کجا موجایی تو ووروجکم
تو عشق مامانی
با خبرای جدیدی اومدم خبرم اینکه داریییییییییییم میریم شمال هوووووووورا
سرما خوردم شدید
با این حالم اومدم تو وبلاگت تا قبل رفتنم برات بنویسم
اینو گفتم که بدونی من چه قدر دوست دارم
و تو هر حالی باشم میام و وقتی که اومدی تو دل مامان و بزرگ شدی
بدونی که
چقدر عاشقتیم
و چقدر منتظرت بودیم
بابایی هم هنوز نیومده سرکاره
ببین چه بابای زحمت کشی داری گل عشق اگه بدونی از الان واسه اینده ی تو تصمیم میگیره
برنامه ریزی میکنه به این میگن بابای نمونه
جیگرم ایشالا که دیگه زیاد
مامان و منتظر نزاری
هر چند که من دیگه زیاد خودمو اذیت
نمیکنم
قبلا که میدیدم نیومدی پیشم کلی غصه می خوردمو ناراحت
میشدم
اما با خودم که فکر کردم گفتم چرا غصه بخورم مگه با غصه چیزی درست میشه فقط باید توکل کنم به خدا
و میدونم
که خدا صلاح بنده هاشو بهتر میدونه و زیاد منو منتظر نمیزاره
و
امید وارم که هیچ کس رو منتظر نزاره مامانی من خیلی دوستت دارم به امید روزی که زودی بیای پیشم
لپاتو بببوسم حالا دیگه بریم تو حال و هوای شمال
2روز دیگه داریم میریم منو بابایی هم خوش حال و خندانیم و
از این خوش حالم که مامان جونی بابا جونی رو میبینم
وقتی مامان جونی خبر دادم که داریم میایم کلی ذوق کرد
بابایی گفت نگو بهشون بزار یهو بریم ذوق کنن اما من گوش نکردم
کار بدی کردم حرف بابایی رو گوش نکردم مگه نه مامان اما تو باید حرف بابایی رو گوش بدیا![]()
میدونم و اگه بدونی چه مامان جونو بابا جون گلی داری کلی
از الان که هنوز حتی تو دل مامان نیومدی نازت میکنن
چه برسه به
این که بیای خدا شانس بده
ما که حسود نیستیم
و اینکه من میرم دوست های گلمو میبینم
و خاله مینارو که دوست
صمیمه خاله میناهم تو قم زندگی میکنه هم دیگرو میبینیم یه دخمل
ناز داره اسمش کیاناا
دیگه برم بابایی داره میاد خونه
دوستت
دارم عشقممممممممممم خیلی زیاد
به امید اینکه سفر دیگه
شمال تو عسلم تو دل مامان باشی بووووووووس بابای![]()
![]()

شمال میریم هورا
